برای تصور بهتر!

خرید بک لینک
#گره

برای تصور بهتر!...

ما را در سایت برای تصور بهتر! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: پنجشنبه 23 تير 1401 ساعت: 17:36

 #prt228ماهور...تمام مسیر یه لبخند شیرینی میزدم و به صدای پاره شدن شلوار رهام فکر میکردم...رهام خیلی جدی و عصبی رانندگی میکرد و مشخص بود که میخواد سر به تنم نباشه!در پارکینگ رو زد و ماشینو پارک کرددرو باز کردم که دستمو کشید و-بشین ببینم!-به من چیکار داری ؟رهام:هنرنماییت رو خودت باید کمک کنی درس برای تصور بهتر!...ادامه مطلب

ما را در سایت برای تصور بهتر! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: دوشنبه 23 اسفند 1400 ساعت: 1:25

 #prt229ماهور...با صدای آلارم گوشیم دستمو دراز کردم و خاموشش کردمرهام غلت زد سمتم و-پاشو دیر نشهخمیازه کشیدم و-خودت هنوز خوابی بذار منم بخوابمرهام: تو میخوای بری کلی میکاپ و شنیون و این چیزا بکنی من یه دوش بگیرم و کت شلوارمو بپوشم تمومهدوباره چشمامو بستم ، هنوز چند ثانیه نگذشته بود که گوشیم زنگ برای تصور بهتر!...ادامه مطلب

ما را در سایت برای تصور بهتر! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 67 تاريخ: دوشنبه 23 اسفند 1400 ساعت: 1:25

 #prt230ماهور...سه سال بعد...عسل اومد سمتم و-خاله ماهور-جانمعسل: مامانم میگه نی نی نمی خواد تو هم نی نی نمی خوای؟!با تعجب زل زدم به ریما و خواستم چیزی بگم که رهام پرید وسط بحثمون و-ما هنوز نی نی نمی خوایم عموجون برو از مامانت نی نی بخواه!امیر: ما یه دونه قند عسل داریم بسه شما دوتا منتظر چی این برای تصور بهتر!...ادامه مطلب

ما را در سایت برای تصور بهتر! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 193 تاريخ: دوشنبه 23 اسفند 1400 ساعت: 1:25

رهام...-اون رژیم لعنتیو!!!!!!انقدر صدام بلند بود که عسل از خواب پرید...ماهور: چرا داد میزنی بچه میترسه- یکبار دیگه تکرار میکنم این مسخره بازیو تموم کنی وگرنه مجبورم کاری کنم جفتمون پشیمون بشیم...!ماهو برای تصور بهتر!...ادامه مطلب

ما را در سایت برای تصور بهتر! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 14:56

صفحه بندی